تبليغاتX
پشت دریاها

پشت دریاها

شعر نو و کلاسیک

نوشته ای از شاعر ارجمند و برگزیده شعر فجر امسال حمیدرضا اقبالدوست بر مجموعه ((به دنبال گوهر رویش))


"به دنبال گوهر رویش"

مجموعه ی شعر های سپید شاعر ارجمند کرمانشاهی سیاوش پورافشار

که توسط انتشارات بوتیمار به بازار نشر شعر و ادب ارائه شده است شعر

ها همگی در قالب سپید سروده شده اند که تاریخ سرایش آنها اواخر دهه

ی هفتاد و اوائل دهه ی هشتاد می باشد پورافشار  غزل سرای توانایی

است و زبان متفاو تی در  غزل هایش مشاهده می شود در شعر سپید

هم موفق نشان داده است در این مجموعه سیر تکامل شعر - زبان و اندیشه

و همینطور جهان بینی شاعر مشاهده می شود و شاعر در شعرهای

جدیدش به سمت زبان مستقل خود نزدیک می شود مثل همه

سپیدسرایان جوان در اوایل کار تحت تاثیر شاملو و گاهی سهراب بوده

است اما اندیشه و شعریت خاص خود را ارائه نموده است  شاعر

شعرهای عینی و جزیی نگر  سروده است و سعی نکرده است سوار باد

و موج شود  و پیچیدگی های شعرش هرگز به افراط نمی رسد و مخاطب

را فراری نمی دهد که نشان از شناخت روزگار خود دارد پورافشار شعر را

کاملا جدی تلقی و دنبال  می کند  که این مهم در شعرهای خوب و

رفتارشان بروز یافته است برای این شاعر خوب و تحصیلکرده و خوش آتیه

بهترین ها را آرزومندم و در پست های بعد بعنوان مهمان شعر صومعه سرا

از شعرهای خوبشان استفاده خواهیم کرد  


        (زیستن)

نمی دانم این روزها منم

یا کیست دیگر؟

بی سرانجام و بی آغاز؟


می دانم

حتی لاله از خود چیزی ندارد

چشمه رد پای مرا میجوید

حتی کارگاه میوه سازی

به استادی من محتاج است

اما پراکنده شد

من در من

و تقلب کرد

من از من

اینک سالهاست من نیستم من

اما باور نمی کنم که مغرورم


آیا زمین از مادرش ناقص آمد؟

یا اندیشه های من

مگسی است

باید بیشتر اندیشه کرد

بیشتر ماند و

بیشتر ساخت

باید بیشتر زندگی کرد

تا کمتر مرد /


خرداد 1380 - کرمانشاه

شعر از کتاب "به دنبال گوهر رویش"


                                                


                                      حمیدرضا اقبالدوست


+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 18:40  توسط  سیاوش پورافشار  | 

ای راه!


ای راه! خسته ایم بگو پای ما کجاست؟

تا کی نمی رسیم؟پس آنجای ما کجاست؟

سریال هر شبت شده مادر بزرگ من!

دیگر کلاغ قصة غمهای ما کجاست؟

چون تخته پاره ایم و از امواج خسته ایم

آن کشتی شکستة دریای ما کجاست؟

ای باد! روی شانة تو ما که عاقبت

جان می بریم کیست پذیرای ما؟ کجاست؟

امروز درد، کارد ِ بر استخوان شده ست

دیگر چه سود مرهم فردای ما کجاست!
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 19:56  توسط  سیاوش پورافشار  | 

سال سعادتتان باد

بنام حق

در آستانه سال نو خواهر مهربان و دایی ام و خانواده اش را به علت سانحه بی رحم تصادف از دست دادم.

از همه دوستانی که تلفنی یا با ارسال پیامک و نصب پلاکارد با این حقیر همدردی نمودند قدردانی می کنم امیدوارم که به ذات اقدس احدیت درزندگی شان شاد و سعادتمند باشند همچنین پوزش می طلبم که در طی این مدت نتوانستم از سایت یا وبلاگشان بازدید داشته باشم که وضعیت روحی مناسبی نداشتم. برای همه آرزوی سالی پراز سعادت دارم

یا حق

+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1391ساعت 23:37  توسط  سیاوش پورافشار  | 

نقد ادیب و شاعر گرامی جناب محمد وثوقی بر مجموعه((به دنبال گوهر رویش))

بسم الله
1
سلام
توضیح:
قصدم نقدسازی/پردازی نبوده ـ بلد هم نیستم ـ تا از طرح جلد و فونت و ناشر شروع و به کارکردهای اجتماعی ـ سیاسی اثر برسم و در گیرودارهای فکری و فلسفی شاعر ختم‌به‌خیر کنم و هر چه ریسمان هست به آسمان بدوزم و کاری به اصل ماجرا = شعر نداشته باشم. عرض کردم تا پوزشی باشد از جناب پورافشار عزیز بابت نقص و نقیصه‌های این خط‌خطی... به‌ویژه امیدوارم ایجازش مخل نشده باشد. به نظرم بهترین شیوه برای بررسی «به دنبال گوهر رویش» بررسی فرمالیسمی است. این یادداشت‌ها را در اصل برای خودم ـ طبق عادت ـ نوشته‌ام بنابراین بیشتر نظر شخصی‌ و ذوق من است. به همین علت هم به‌جای موضوع‌بندی به ترتیب صفحات کتاب است و اگر تکراری شده به همین سبب است.

ص 6:
«
پرسه‌های بهاری» بی‌درنگ با «نشستن» در می‌آمیزد: پس پرسه درونی است و گویی «پرسه» است به ضم پ.

«
هنوز نشسته‌ایم
من و رفیقان پریشان
در مهمانی گنجشک‌های سر جو
و به تمنای بهاری تازه»....
«
و به تمنای» و+ب+ت اندکی تنافر لفظی دارند. می‌شد واو را حذف کرد: به تمنای بادهای... / به تمنای بهاری تازه... (می‌دانم خیلی وقت‌ها تنافر لفظی اجتناب‌ناپذیر است ولی گاه می‌شود با ترفندی از شدتش کاست).
اگر از «می‌خوانیم و می‌دانیم» تا «ترا می‌طلبیم» را حذف کنیم چه ایرادی به شعر وارد می‌شود؟

انحراف از دستور امروز زبان، (این مورد خصوصاً بسامدش در کاربرد حروف است) و استفاده از نحو محاوره‌یی زبان کار دشواری است و حرکت روی لبه‌ی تیغ:
«
دعا گفتیم» به جای «دعا کردیم» :
«
و به تمنای بادهای خیس عشق
برگ
برگ
دعا گفتیم»
با توجه به ساختار محتوایی جمله خوب نیست.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 22:44  توسط  سیاوش پورافشار  |