این بار من یکبارگی در عاشقی پیچیده ام و در میان عشق تو از تو دلگیرم که کجائی؟ و تا کی این فراق بر من حکمرانی کند این بار من یکبارگی از عافیت ببریده ام و به خدائیت سوگند که در عشق تو مریضم و بهبودی نخواهم دید از دیوانگی رویای تو که چیزی فراتر از به کوه زدن بر من سایه انداخته است.
دلرا زخود برکنده ام با چیز دیگر زنده ام و آن چیز سنگی است که در لب رود سالها به حسرت تو مات شد عقل و دل و اندیشه را از بیخ و بن سوزیده ام.
خطوط قرمز مصرعهایی از مولانا می باشد
