آسمانی هست...
آسمانی هست نشنو بالداری می کند
دست یاری هست مایوسم که کاری می کند
دست یاری هست مایوسم که کاری می کند
دور کرد از خود بساطم را ولی حق داشت او
کار تجمیع گدایان شهرداری می کند
تا که می خواهم ببارم در هوای زندگی
باد می آید مرا سوئی فراری می کند
صورتم را زرد و مویم را سپید و لب کبود
مرغ را با رنگ اینگونه قناری می کند
می دهد زجرم مرا هر چند قانع می کند
از همین منطق ارسطو حس خواری می کند
بال پرواز مرا ننگر چنین گسترده است
آسمانی هست ...
سیاوش پورافشار
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۴ ساعت 23:41 توسط سیاوش پورافشار
|
از دیار سرپل زهاب می آیم